خوشحالی او از شهادت علی ع و حضرت فاطمه س و کینه او از اهل بیت ع و جلوگیری او از دفن امام حسن ع در کنار رسول الله ص و ...در ادامه مطلب



(البته دوستان بزرگوار محقق،هرچه زودتر به این منابع دسترسی پیدا کنید بهتر است،زیرا وهابیون مثل موریانه ،به جان کتاب ها افتاده اند و به احتمال 99 درصد و نیم،در چاپ های جدید از این کتاب ها،این مطالب را نخواهید دید!!!!!  این پست را بخوانید و ببنید تا متوجه عرض بنده شوید ))



1- خوشحالی و روشن شدن چشمان عایشه از شهادت علی علیه السلام


ابن سعد در الطبقات الکبرى، نقل کرده‌ که وقتى خبر شهادت امیرمؤمنان ع به عائشه رسید، براى نشان دادن شادى خود این شعر را خواند:وذهب بقتل علی علیه السلام إلى الحجاز سفیان بن أمیة بن أبی سفیان بن أمیة بن عبد شمس فبلغ ذلک عائشة فقالت:فأَلقتْ عَصاها واستقرَّ بها النَّوى **کما قرَّ عیناً بالإیابِ المُسافِرُ.سفیان بن أمیه، خبر کشته على علیه السلام را به حجاز برد، وقتى این خبر به عائشه رسید گفت:عصایش را انداخت و سرجاى خودش آرام گرفت.همچنان که چشم‌ها در هنگام بازگشت مسافر روشن مى‌شود. طبقات ابن سعد ج3ص38 مکتبه الخانجی قاهره




دیگر منابع اهل سنت که این مطلب را نقل کرده اند:تاریخ الطبری، ج3، ص159، دار الکتب العلمیة و مقاتل الطالبیین، ج1، ص11، طبق برنامه الجامع الکبیر و  الکامل فی التاریخ، ج3، ص259،دار الکتب العلمیة و ...


مقصود عایشه از گفتن این شعر آن بود که در حقیقت مى‌خواست بگوید از بابت على خیالم آسوده شد، دلم آرام گرفت، و سینه‌ام باز و فکرم راحت شد، چون همیشه منتظرچنین خبرى بود، مانند کسى که انتظار مسافرى را داشته باشد که به آمدن مسافر چشم‌هایش روشن و قلبش آرام‏ گردد؟!این بیت از شعر که از زمان جاهلیت بر جاى مانده، زمانى استفاده مى‌شود که بعد از سختى، اندوه و مشکلات زیاد، گشایش، راحتى و شادى نصیب انسان شود.خود «انداختن عصا» کنایه است از اطمینان قلب و آسودگى خاطر  که وقتى شخصى در مکان معینى قلبش آرام و فکرش آسوده شود، گفته مى‏شود «القى عصاه».


2-عایشه حتی  از بردن نام علی علیه السلام هم،بدش می آمد!


در صحیح بخارى و دیگر صحاح اهل سنت آمده است که عائشه، حتى دوست نداشت که نام امیرمؤمنان ع را ببرد!! دقت کنید:2588- حَدَّثَنَا إِبْرَاهِیمُ بْنُ مُوسَى قَالَ أَخْبَرَنَا هِشَامُ بْنُ یُوسُفَ عَنْ مَعْمَرٍ عَنِ الزُّهْرِىِّ قَالَ أَخْبَرَنِى عُبَیْدُ اللَّهِ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ قَالَتْ عَائِشَةُ لَمَّا ثَقُلَ النَّبِىُّ - صلى الله علیه وسلم - وَاشْتَدَّ وَجَعُهُ اسْتَأْذَنَ أَزْوَاجَهُ أَنْ یُمَرَّضَ فِى بَیْتِى فَأَذِنَّ لَهُ، فَخَرَجَ بَیْنَ رَجُلَیْنِ تَخُطُّ رِجْلاَهُ الأَرْضَ، وَکَانَ بَیْنَ الْعَبَّاسِ وَرَجُلٍ آخَرَ. قَالَ عُبَیْدُ اللَّهِ فَذَکَرْتُ ذَلِکَ لاِبْنِ عَبَّاسٍ مَا قَالَتْ عَائِشَةُ فَقَالَ لِى وَهَلْ تَدْرِى مَنِ الرَّجُلُ الَّذِى لَمْ تُسَمِّ عَائِشَةُ قُلْتُ لاَ. قَالَ هُوَ عَلِىُّ بْنُ أَبِى طَالِبٍ.عبید الله بن عباس از عائشه نقل کرده است که: وقتى بیمارى رسول خدا (ص) شدت گرفت، از همسرانش اجازه گرفت که در خانه من دوران نقاهت را بگذراند و آن‌ها اجازه دادند؛ پس در حالى که پاهاى حضرت بر زمین کشیده مى‌شد، و دو مرد که یکى از آن‌ها عباس و دیگرى مردى دیگرى بود، خارج شد..عبید الله گفت: من سخن عائشه را براى ابن عباس نقل کردم؛ پس ابن عباس گفت: آیا مى‌دانى آن مردى که عائشه نامش را نبرد چه کسى بود؟ گفتم خیر. گفت: او على بن أبى طالب بود.صحیح بخاری ج2 ص234 المطبعه السلفیه




همچنین رجوع شود به صحیح مسلم، ج 1   ص 312، ح418، کِتَاب الصَّلَاةِ، بَاب اسْتِخْلَافِ الْإِمَامِ إذا عَرَضَ له عُذْرٌ من مَرَضٍ وَسَفَرٍ، دار إحیاء التراث العربی و...


ابن حجر عسقلانى در فتح البارى و بدر الدین در عمدة القارى در شرح این روایت مى‌گویند:قوله قال هو على بن أبى طالب زاد الإسماعیلى من روایة عبد الرزاق عن معمر ولکن عائشة لا تطیب نفسا له بخیر ولابن إسحاق فی المغازی عن الزهری ولکنها لا تقدر على أن تذکره بخیر.این جمله بخارى «قال هو على بن أبى‌طالب» اسماعیلى به از عبد الرزاق از معمر نقل کرده است که:چون عایشه از على دل خوشى نداشت.و ابن اسحاق در مغازى از زهرى نقل کرده است که:چون عائشه نمى‌توانست از على (علیه السلام) به نیکى یاد کند.فتح الباری شرح بخاری ج2ص156 المکتبه السلفیه و عمده القاری عینی ج5ص281 دارالکتب العلمیه

















































عمده القاری عینی ج5ص281 دارالکتب العلمیه




احمد بن حنبل نیز ادامه روایت را این گونه نقل کرده است:وَلَکِنَّ عَائِشَةَ لاَ تَطِیبُ له نَفْساً.چرا که عائشه، دلش نسبت به او پاک نبود (از او خوشش نمى‌آمد).مسند الإمام أحمد بن حنبل، ج 6، ص 228، ح25956


3- کینه و نفرت شدید عایشه از امیرمومنان علی ع!


 در منابع متعدد اهل سنت چنین آمده که: عایشه می گفت: به خدا قسم همچون زنى که از هووى خویش نفرت دارد، از على نفرت داشتم.«واللّه‏ ما کان بینی و بین علیّ فی القدیم إلاّ ما یکون بین المرأة و أحمائها». ابن‏ کثیر، البدایة و النهایة: ج 10 ص 472،مرکز البحوث و الداراسات العربیه حوادث سال 36 هجرى قمرى، مسیر علی بن أبیطالب من المدینة إلى البصرة بدلاً من الشام.




دیگر منابع اهل سنت که این مطلب را نقل کرده اند:طبرى، تاریخ الأمم و الملوک: ج 3، ص 60 ـ 61، حوادث سال 36 هجرى قمرى، تجهیز علیّ رضى‏الله‏عنه عائشة من البصرة؛  عکس مقدمه کتاب      عکس صفحه مورد نظر  و ابن‏ اثیر جزرى، الکامل فی التاریخ: ج  2، ص 348، حوادث سال 36 هجرى قمرى، ذکر مسیر علیّ إلى البصرة و الوقعة  و .....


4- سجده عایشه در هنگام رسیدن خبر شهادت علی ع به او !!


ابوالفرج إصفهانى، دانشمند پرآوازه و مقبول نزد اهل سنت، در کتاب مقاتل الطالبیین با سند صحیح نقل کرده است:حدثنی محمد بن الحسین الأشنانی، قال: حدثنا أحمد بن حازم، قال: حدثنا عاصم بن عامر، وعثمان بن أبی شیبة، قالا: حدثنا جریر، عن الأعمش، عن عمرو بن مرة، عن أبی البختری، قال:لما أن جاء عائشة قتل علی علیه السلام سجدت.أبوالبخترى گفته: وقتى خبر شهادت على علیه السلام به عائشه رسید، سجده کرد.مقاتل الطالبیین، ج1، ص11، طبق برنامه الجامع الکبیر.سند این روایت کاملا صحیح و تمام راویان آن ثقه هستند.


-



 5-حاضر نشدن عایشه در وفات حضرت فاطمه س و همچنین خوشحالی او از این خبر!


 ابن ابی الحدید معتزلی هم می نویسد: ثم ماتت فاطمة ، فجاء نساء رسول الله صلى الله علیه وآله کلهن إلى بنی هاشم فی العزاء إلا عائشة ، فإنها لم تأت ، وأظهرت مرضا ونقل إلى علی علیه السلام عنها کلام یدل على السرور .پس از شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام، تمام همسران رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم به سوی بنی هاشم برای تسلیت آمدند، اما عایشه خود را به مریضی زد و حضور نیافت. به امیرالمومنین علیه السلام نیز اخباری رسید که عایشه از شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام، ابراز خوشحالی کرده است.شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج9 ص 198   مؤسسة إسماعیلیان للطباعة والنشر والتوزیع.((بنا بر مکتبه اهل البیت))


6- جلوگیری عائشه، از دفن جنازه امام مجتبى (ع) در کنار رسول خدا (ص:


ابن عبد البر قرطبى، دانشمند پرآوازه اهل سنت در کتاب بهجة المجالس مى‌نویسد:لما مات الحسن أرادوا أن یدفنوه فی بیت رسول الله صلى الله علیه وسلم، فأبت ذلک عائشة ورکبت بغلة وجمعت الناس، فقال لها ابن عباس: کأنک أردت أن یقال: یوم البغلة کما قیل یوم الجمل؟!.هنگامى که حسن (علیه السلام) از دنیا رفت، خواستند که او را در خانه رسول خدا (ص) دفن کنند؛ پس عایشه از این کار جلوگیرى کرد، سوار بر قاطرى شد و مردم را جمع کرد. ابن عباس به او گفت: (تو مى‌خواهى همان کارى را که در جمل انجام دادى انجام بدهی) تا این که مردم بگویند: «روز قاطر» همان طورى که مى‌گویند روز شتر ؟بهجة المجالس وأنس المجالس، الجزء الأول من قسم الأول، ص100،دار الکتب العلمیة




دیگر منابع:البلاذریأنساب الأشراف، ج1، ص389، طبق برنامه الجامع الکبیر.إبن أبی‌الحدید شرح نهج البلاغة، ج16، ص8، دار الکتب العلمیة - بیروت



7- آتش افروزی عایشه در جنگ جمل بر علیه امیرمومنان علی ع، که باعث کشته شدن هفتاد هزار - کم تر یا بیشتر - مسلمان بی گناه شد.(این مطلب مانند خورشید در وسط روز  هست و هیج جای انکار ندارد.)


حال آن کسانی که می خواهند به زور و هر طوری که شده،رابطه بین عایشه و اهل بیت پاک و معصوم رسول خداص را خوب نشان بدهند،لطفا بیایند و نظر خودشون رو بیان کنند.