یـاران خـاص حـضـرت مـهـدی(ع) در حـوزه­ی مـسـئولیتی خویش مدیریت علمی خواهند کرد. با مـدیـریـت غیرعلمی نمی­توان جهان را اداره کرد. جالب این است که مدیریت علمی آنان بر اساس ‍موازین اسلامی و منطبق بر کتاب و سنت است...
سياست نامه-نعمت­الله یوسفیان-بدیهی است که پیروزی حق بر باطل و ایجاد این همه تحولات بنیادین همه­اش با کرامت و معجزه صورت نمی­گیرد، بلکه علاوه بر رهبری و مدیریتی معصوم و برنامه­ای جامع و جـهـان­شـمـول کـادر اجـرایـی بـسـیار کاردان و لایق و توانمندی لازم است تا بتوان چنین تـحـولی در سـطـح جـهـان ایـجـاد کـرد و بـه تـعـبـیـر امـام عـلی(ع ): «اَفـْلَحَ مـَنْ نـَهـَضَ بـِجـَنـاجٍ؛ پیروزمند کسی است که یار و یاور داشته باشد.»
در این مقاله، به اجمال، خصال یاوران حضرت مهدی(عج) توصیف می­شود.
یاران حضرت مهدی(ع)
یـاران امـام زمـان(ع) چـنـد دسـته­اند: دسته­ای از آنان یاران خاص و ستاد فرمان­دهی آن حـضـرت­اند که تعدادشان 313 نفر است و همان­ها هستند که قرآن کریم در آیه­ی 8 سوره­ی هود از آنان به عنوان "امت معدوده" یاد می­کند.
هـرگاه زمان ظهور برسد، خداوند این افراد را در اندک زمانی در مکه ظاهر می­کند و بدون حضور اینان قیام مهدی(ع) شروع نمی­شود.
دسـتـه­ی دوم از یـاران حـضرت، که پس از جمع آمدن پرچم­داران و ستاد فرمان­دهی به یاری ایـشـان مـی­آیـنـد، طـبـق روایـات 10 یـا 12 هـزار نـفـرنـد. وقـتـی ایـن حـلقـه کامل شد، حرکت و قیام آغاز می­شود.
حلقه­ی سوم از یاران مؤمنانی­اند که پس از شروع قیام به آنان می­پیوندند و لحظه به لحظه بر تعداد آنان افزوده می­شود.
1. ماهیت یاران خاص
یاران خاص حضرت مهدی(ع) چه ماهیتی دارند؟ چه کسانی­اند؟ مشخصات آنان چیست؟ و... .
طـبـق روایـات، مـشـخـصـات ظـاهـری یـاران خـاص امـام زمـان(ع) از اسـم، نـسـب، شـغـل، زبـان، و القـاب آنـان در صـحـیـفـه­ای ثـبـت شـده و نـزد حـضـرت موجود است:
امام جواد(ع) به نقل از پدران بزرگوارش می­فرماید:
«همراه قائم(ع) صحیفه­ی مهرشده­ای هست که اسامی یارانش همراه با ویژگی­ها، شهر، زینت، و کـنیه­هایشان در آن نوشته شده است.
تـعـداد یاران خاص 313 نفر به تعداد اصحاب بدر و اصحاب حضرت طالوت ذکر شده است و هـنـگـامـی کـه حـضـرت قـیـام مـی­کند به دور او گرد می­آیند: «اِذا قامَ تَجْتَمِعُ اِلَیْهِ اَصـْحـابـُهُ عـَلی عـِدَّةِ اَهـْلِ بـَدْرٍ وَ اَصـْحـابِ طـالُوتَ، وَ هـُمْ ثـَلا ثـَمـِاءَةٍ وَ ثـَلا ثـَةَ عـَشـَرَ رَجُلاً...»
خداوند این افراد را از دورترین شهرهای دنیا برای یاری حضرت گرد می­آورد. در برخی روایات، اسامی شهرهایشان نیز ذکر شده است. امام باقر(ع ) می­فرماید:
«سیصدواندی نفر به تعداد اهل بدر(313 نفر) در میان رکن و مقام با قائم(ع) بیعت می­کـنـنـد که نجبای مصر، ابدال شام، و اخیار از اهل عراق در میان آن­ها هستند.»
در روایـتـی دیـگر، آمده است: «پنجاه نفرشان اهل کوفه­اند و بقیه از اطراف و اکناف جهان که همدیگر را نمی­شناسند و بدون وعده­ی قبلی گرد آمده­اند.»
در روایـات، از یـاران خـاص حـضـرت بـا عـنـاویـن زیـر یـاد شـده اسـت : "رجـال الهیون"، "رجال مسوّمه"، "اصحاب الالویه"، "امراء"، "وزراء"، "خیر الامّه"، "ذخراللّه"، "نقباء"، "خواص"، "اولی قوّة"، "حکّام­ اللّه فی ارضه علی خلقه"، "الحکّام علی الناس"، و...
رسول خدا(ص) می­فرماید:
«او را در طالقان گنج­هایی است که از طلا و نقره نیست، بلکه اسب­هایی است بسیار زیبا و مردانی کاردان و کارساز: وَ لَهُ بِالطّالِقانِ کُنُوزٌ لا ذَهَبَ وَ لا فِضََّةِ، اِلاّ خُیُولٌ مُطَهَّمَةٌ، وَ رِج الٌ مُسَوَّمَةٌ...»
امام علی(ع) می­فرماید:
«گـروهـی از مردان الهی دور او گرد می­آیند و دعوتش را بر پای می­دارند و یاری­اش می­کـنـنـد. آن­هـا وزیـران اویند که سنگینی مسائل کشوری را بر عهده می­گیرند و او را در مـسـئولیت بزرگی که خداوند بر عهده­اش گذاشته یاری می­کنند: وَ لَهُ رَجالٌ اِلهُیّون یـُقـیـمـُونَ دَعْوَتَهُ وَ یَنْصُرُونَهُ، هُمْ الوُزَراءٌ لَهُ، یَتَحَمَّلُونَ اَثْقُالَ المَمْلَکَةِ عَنْهُ، وَ یُعینُونَهُ عـَلی مـا قـَلَّدَه اللّهُ.»
امام صادق(ع) می­فرماید:
«آن­هـا فـرمـان­دهان، قاضیان، حاکمان شرع، و فقیهان دین­اند: وَ هُمُ النُّجَباءُ وَ الْقُضاةُ وَ الْحـُکـّامُ وَ الفُقَهاءُ فِی الدّیِن ...»(منتخب­الاثر، لطف­اللّه صافی ، ص 485، چاپ تهران ، 1373‍)
«آنـان پـرچـم­دارانـی­انـد کـه از جـانب خدا در روی زمین بر بندگان او حکومت می­کنند: هُمْ اَصـْحـابُ الاَْلْوِیـَةِ، وَ هـُمْ حـُکـّامُ اللّهِ فـی اَرْضِهِ عَلی خَلْقِهِ»
بر اساس روایتی دیگر:
«آنـان بـهـتـریـن امـت­انـد کـه بـا نـیـکان اهل بیت همراه­اند: اُولئِکَ هُمْ خِیارُ اَلاُمَّةِ مَعَ اَبْرارِ اِلعِترَةِ...»
بـر اسـاس بـعـضـی روایـات، پـنـجـاه نـفـر از ایـن افـراد را زنـان تشکیل می­دهند.
خـلاصـه­ی کـلام ایـنـ­کـه تـدبـر در روایـات یادشده معلوم می­کند که آنان افرادی معمولی نیستند، بلکه مردانی الهی و نیروهایی زبده، لایق، کاردان ، بطانه، و اصحاب سرّ امام زمان­(ع)اند.
2. مأموریت یاران خاص
از جمله اموری که در شناسایی هر چه بیشتر ماهیت یاران خاص امام زمان(ع) به ما کمک می­کند بررسی روایاتی است که به تبیین مأموریت آنان در حکومت جهانی حضرت مهدی(ع) پرداخته است. برخی از این مأموریت­ها به قرار زیر است:
جنگ با ستم­گران
اولیـن مأموریت یاران حضرت جنگی تمام­عیار با مستکبران عالم است که در آغاز انقلاب بـزرگ حـضـرت در رأس هـمه­ی کارها قرار دارد. یاران خاص مهدی(ع) در این جنگ در بـعـد انـدیشه تئوریسین­های انقلاب و در بُعد عمل سربازانی شجاع و فداکار در رکاب امـام زمـان(ع) و گـوش بـه فـرمان آن حضرت­اند. وقتی حلقه­ی یاران پس از 313 نفر کـامـل شـد، قـیـام شـروع می­شود و با ستم­گران جهان در می­افتند و آنان را قلع­وقمع می­کنند به گونه­ای که خدا خشنود شود.
امام باقر(ع) می­فرماید:
قائم آل محمد(ع) شباهت­هایی با پنج تن از پیامبران دارد...، اما شباهت او به جدّ خودـ پیامبر اکـرم(ص)ـ قـیام با شمشیر است و کشتنِ دشمنان خدا و پیامبر و نیز جباران و سرکشان. او بـا (نـیـروی) شـمـشـیـر و (نـیـروی) تـرس (کـه در دل جـبـاران افـکـنـده مـی­شـود) مـدد مـی­شود.
مبارزه با انحراف­ها و تحریف­ها و برداشت­های نادرست از دین
دومـیـن مأمـوریـت یـاران خـاص امـام زمـان(ع) در آغـاز انقلاب مبارزه با انحراف­ها و تـحـریـف­هـا و بـرداشـت­های نـادرسـت از دیـن و مـذهـب اسـت. عـوامـل اصـلی ایـن انـحـراف­ها سه دسته­ی صاحبان زر(سرمایه­داران و اشراف) و صاحبان زور(حـکـومت­های غیر اسلامی و به ظاهر اسلامی) و صاحبان تزویر(روحانیون وابسته و دنـیـاپـرسـت و جـیـره­خـوار حـکـومت­ها و طبقات اشراف)­اند؛ در واقع صاحبان زر و زور تـحریف­ها و برداشت­ها و تفسیرهای غلط را سفارش می­دهند و صاحبان تزویر آن را اجرایی و عملیاتی می­کنند.
امام صادق(ع) می­فرماید:
«آزاری کـه قـائم(ع) به هنگام قیام خویش از جاهلان آخرالزمان می­بیند به مراتب سخت­تر است از آن همه آزار که پیامبر(ص) از مردم جاهلیت دید.» راوی می­گوید: این چگونه می­شود؟ امام فرمود: «پیامبر به میان مردم آمد در حالی که آن­ها سنگ و صخره و چـوب و تـخـته­های تراشیده(بت­های چوبی) را می­پرستیدند، ولی قائم ما که قیام کند مـردمـان هـمـه از کـتـاب خـدا بـرای او دلیـل مـی­آورنـد و آیـه­هـای قـرآن را تأویل و توجیه می­کنند!»
همچنین می­فرماید:
«امام قائم در جنگ خویش(با مخالفان) به دشواری­هایی بر می­خورد که پیامبر برخورد نـکـرد، زیرا پیامبر آمد و مردم بت­های سنگی و چوب­های تراشیده شده را می­پرستیدند(و گـرفـتـار تعالیم انحرافی نبودند)، لیکن قائم(در هنگام قیام خویش ) با مردمی رو به رو مـی­شـود کـه رویاروی او می­ایستند و آیه­های کتاب خدا را در برابر او به نظر خود تأویل می­کنند و در همین راستا با او به نبرد بر می­خیزند!»
مـأمـوریت یاران خاص حضرت در اینجا عبارت است از افشای خطوط انحرافی و جریان­های فـکـری مـنـحـرف، پاسخ­گویی منطقی و مستدل، روشن­گری و تبیین درست آموزه­های دینی و نیز جنگیدن با کسانی که دست از افکار و اندیشه­های نادرست خویش بر نمی­دارند و حق خالص و اسلام ناب را نمی­پذیرند.
عمران و آبادی کشورها و برقراری عدالت
مـأمـوریـت دیگر یاران خاص این است که پس از اقتدار یافتن حضرت مهدی(ع) مسئولیت اداره­ی کـشـورهـا را از جـانـب ایـشان بر عهده می­گیرند و هر کدام عازم منطقه­ای می­شوند و پـایـه­هـای مـسـتحکم بنای رفیع حکومت جهانی مهدوی را بنا می­نهند و به عمران و آبادی کشورها می­پردازند و عدالت اسلامی را برقرار می­کنند.
امام صادق(ع) می­فرماید:
«حـضـرت مـهـدی(ع) یـارانـش را در هـمـه­ی شـهـرهـا می­پراکند و به آن­ها دستور می­دهد که عـدل و احـسـان را شـیـوه­ی خـود سـازنـد. حـضـرت آنان را فرمان­روایان کشورهای جهان می­گـردانـد و بـه آن­هـا فـرمان می­دهد که شهرها را آباد سازند.»
3. ویژگی­های یاران خاص امام زمان(ع)
ایـنـک، بـا تـوجـه بـه روایـاتـی کـه دربـاره­ی یـاران خاص حضرت و ماهیت و مأموریت آنان گـذشـت، مـی­تـوان گـمـانـه­زنی کرد که هسته­ی مرکزی و ستاد فرمان­دهی تشکیلات حکومت جـهـانـی مـهـدی(ع) بـایـد چـگـونـه و دارای چـه خـصـوصـیـاتـی بـاشد، ولی در عـیـن حـال بـرای بـهـره­گـیـری بیشتر از روایات معصومین(ع ) روایاتی را که درباره­ی تبیین ویژگی­های یاران خاص امام زمان(ع) وارد شده دست­مایه­ی خود قرار می­دهیم.
این ویژگی­ها را بر اساس روایات در سه محور کلی می­توان بررسی کرد:
ویژگی­های ظاهری
در پاره­ای از روایات، ویژگی­های ظاهری یاران خاص حضرت مهدی(ع) بیان شده است مـانـنـد روایـاتـی کـه دربـاره­ی مـشـخـصـات ظـاهـری آنـان از قبیل اسامی آنان و شهرهای آنان و غیر آن وارد شده که برخی از آنان پیش از این ذکر شد.
به عنوان نمونه، امام باقر(ع) می­فرماید:
«یـاران قـائم هـمـه جـوان­انـد و پیرمرد در میان آنان نیست مگر مانند سرمه در چشم و نمک در غـذا و کـم­تـریـن چـیـز در غـذا نـان است: اَصْحابُ القائِمِ شَبابُ لا کَهُوُلَ فیهِمْ، اِلاّ مِثْلَ الْکـُحْلِ فِی الْعَیْنِ وَ المِلْحِ فِی الزّادِ، وَ اَقَلُّ الزّادِ المِلْحُ»
پاره­ای دیگر از روایات به قدرت بدنی آنان پرداخته، می­فرماید:
ویژگی­های نفسانی
روایـات مـتعددی به تبیین ویژگی­های معنوی و نفسانی یاران خاص امام زمان(ع) پرداخته است. خـصـوصـیـاتی مانند علم و معرفت، ایمان، خشیت الهی، طهارت و تقوا، زهد، بینش و بصیرت، عبادت و بندگی، توجه به خدا، دعا و ذکر و نیایش و استغفار، شب ­زنده­داری، شرح صدر، صبر و شکیب، و غیر این­ها برخی از خصلت­های معنوی و نفسانی یاران خاص حـضـرت مهدی است که در روایات به آنان اشاره شده است و ما در اینجا به ذکر بعضی از آن­ها بسنده می­کنیم.
1. ایـمـان: در نـظـام حـکومت جهانی حضرت مهدی(ع)، عنصری که بیش از دیگر عناصر اهـمـیـت دارد و مـی­تـوانـد مـثـل کـلیـدی قـفـل­هـای بـسـتـه را در هـمـه­ی مـوارد و مـسـائـل بـاز کـنـد عـبـارت اسـت از ایـمـانی عمیق و استوار که هم همت را بر می­انگیزد هم بـازوان و گام­ها را محکم می­کند و هم دل­ها را استحکام می­بخشد به گونه­ای که حوادث دنـیـا نمی­تواند هیچ تزلزلی در آن­ها ایجاد کند. دل­های کارگزاران حکومت مهدوی(ع) با چنین ایمانی استوار و مستحکم است. آن حضرت مؤمن­ترین افراد را برای حکومت جهانی­اش برگزیده است.
گـاهـی، از ایـن ویـژگـی در روایـات بـه صراحت یاد شده و به عنوان مؤمنان حقیقی ستایش ‍شده است چنان که امام باقر(ع) می­فرماید:
«بدانید که آن­ها مؤمنان حقیقی­اند: اَلا هُمُ المُؤ مِنُونَ حَقّاً...»
بـر ایـن اسـاس، یاران خاص حضرت از همه­ی اوصافی که در قرآن کریم برای "مؤمنان حقیقی" بیان شده برخوردار خواهند بود.
بـدیـهـی اسـت کـه هـمـیـن قـوت ایـمـان اسـت کـه در مـیـدان عـمـل قـدرت مدیریت و فرمان­دهی را پدید می­آورد؛ ایمان به خدا، ایمان به راه و هدف و آرمان حاکمیت جهانی توحید و عدالت، احساس ‍ فداکاری در راه هدف و خویشتن را جزو حزب­اللّه و جـنـداللّه دانـسـتن؛ اینهاست که گروهی اندک را در صحنه­ی مبارزه با کفر و استکبار جـهـانـی پـیـروز مـی­کند: «کَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلیلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً کَثیرَةً بِاِذْنِ اللّهِ».
2. طـهـارت و تـقـوا: یـک رکـن مـدیـریـت ایـده­آل حـفـظ طـهـارت و تـقـوا و پـاکـیـزگی در عـمـل و پرهیز از هـر گـونـه اخـتـلاط بـا اهـداف نامـشـروع یـا اهـداف غـیـرمـقـبول و غیراخلاقی است. مدیر خوب مدیری است که هر کاری را بر عهده می­گیرد آن را با رعایت اصول اخلاقی صحیح انجام دهد.
امام حسن عسکری(ع) این ویژگی یاران خاص مهدی(ع) را این گونه بیان می­کند:
«خداوند آن­ها را با پاکی نطفه و پاکیزگی سرشت، پاک و پاکیزه کرده است، دل­هایشان از آلودگـی نـفـاق پـیـراسـتـه، قلب­هایشان از تیرگی اختلاف پاکیزه، روح و روانشان بـرای پـذیـرش احـکـام دیـن آمـاده ... بـه آیـیـن حـق گـرویـده و در راه اهـل حـق گـام سـپـرده­انـد.»
3. عـلم و مـعـرفـت: بـدیـهی است که کابینه­ی مهدی(ع) برای اداره­ی حکومت جهانی­اش از همه­ی آنـچـه لازمـه­ی مـدیـریـت ایـده­آل اسـت بـرخوردار است. از جمله شاخصه­های مهم در این عـرصـه عـلم و دانـش اسـت. آنـ­­چـه در بـعضی روایات ذکر شد که هر کدام از آنان قوت و تـوان چـهـل تـن را دارد، عـلاوه بـر تـوان جـسـمـانـی تـوان اداره و تـدبـیـر امـور را نیز شامل می­شود که علم و آگاهی لازمه­ی آن است.
شاخصه­ی علم و دانش در همه­ی سطوح مدیریت­ـ اعم از سطوح بالا و میانی و رده­های پایین­ـ باید مـورد تـوجـه قـرار گـیرد و هر مدیری باید علم و آگاهی ویژه­ی حوزه­ی کاری و مدیریتی را بر اساس ‍ آموزه­های دینی و مکتبی داشته باشد.
یـاران خـاص حـضـرت مـهـدی(ع) در حـوزه­ی مـسـئولیتی خویش مدیریت علمی خواهند کرد. با مـدیـریـت غیرعلمی نمی­توان جهان را اداره کرد. جالب این است که مدیریت علمی آنان بر اساس ‍موازین اسلامی و منطبق بر کتاب و سنت است چنان­که امیر مؤمنان(ع) فرمود:
«ای مردم ! سزاوارترین کس در امر حکومت و مدیریت قوی­ترین آنان و آگاه­ترین آن­ها به امر خدا در آن است: اَیُّها النّاسُ! اِنَّ اَحَقَّ النّاسِ بِهذا الاَْمْرِ اَقْواهُمْ عَلَیْهِ وَ اَعْلِمُهُمْ بِاَمْرِ اللّه فیهِ»
4. مـعـرفـت الهـی: یـاران خـاص حـضـرت عـلاوه بـر تـوانـمـنـدی­هـای مـدیـریـتـی اهل سیروسلوک معنوی­اند و از مراتب بالای معرفت الهی برخوردارند؛ به این ویژگی بـا تـعـبـیـرهـای مـخـتـلفـی در روایـات اشـاره شـده اسـت. بـه عـنـوان مثال، امام صادق(ع) می­فرماید:
«عارفان به خداوند متعال از اهل حقایق که از روی کشف و شهود ربانی عارف به خدا هستند بـا او بـیـعـت مـی­کـنـنـد.»
امام باقر و صادق(ع) از امام علی(ع) در توصیف آنان می­فرمایند:
«مـردانـی کـه خـدا را بـه حق شناخته­اند آن­ها یاوران حضرت مهدی(ع) در آخرالزمان­اند: ... رِجـالٌ عـَرَفـُوا اللّهَ حـَقَّ مـَعـْرِفـَتـِهِ، وَ هـُمْ اَنْصارُ المَهْدِیِّ فی آخِرِالزَّمانِ.»
5. معنویت: پشتوانه­ی انقلاب جهانی حضرت مهدی(ع) معنویت است. مهدی(ع) در مورد یاران خود روی قدرت معنوی و اراده­ی ناشی از ایمان و انسانیت تکیه می­کند و به آن اهمیت مـی­دهـد. از ایـن رو، در هر موقعیتی آنان را به تعبد و تضرع سفارش می­کند تا هدف را فـرامـوش و مـقـصـد را گـم نـکـنـنـد و پیروزی­های پیاپی آنان را به غفلت و غرور دچار نـسـازد. هـمـواره، پیروزی را از جانب خدا ببینند و مناجات و نماز را کلید نصرت او بدانند.
امام جواد(ع) از پدران بزرگوارش عبودیت و بندگی آنان را این گونه توصیف می­کند:
«آنـان سـلحـشـورانـی­اند که در اطاعت خدا بسیار سخت کوش­اند: هم کَرّارُونَ مُجِدُّونَ فی طاعَةِ اللّه ...»
امـام صادق(ع) شب زنده­داری و تضرع آنان را به درگاه خداوند این گونه توصیف می­کند:
«آنان مردانی­اند که شب­ها نمی­خوابند و زمزمه­ی نمازشان چون نغمه­ی زنبوران از کندو به گـوش ‍مـی­رسد؛ شب­ها را با شب زنده­داری سپری می­کنند.»
6. بصیرت: یاران مهدی(ع) از شم سیاسی فوق­العاده بالا، آگاهی به زمان و مکان، تـحـلیـل سـیـاسـی از مـسـائـل جـهـانـی، و در یـک کـلمـه از بـصـیـرت و روشـن­بـیـنـی قابل توجهی برخوردارند.
بـرخـی روایـات ایـن ویـژگـی آنـان را بـه قـندیل­هایی تشبیه کرده که دل­هایشان را روشن کرده است: «کاَنّ قُلُوبَهُمُ القَنادیلُ»
«یـاران مـهـدی(ع) شـمشیرها را در راه حق آختند و بصیرتی را که در کار دین داشتند آشکار کـردنـد؛ طـاعـت پـروردگـارشـان را پـذیـرفتند و فرمان واعظ خود را شنیدند: ... حَمَلُوا بـَصـائِرَهُمْ عَلی اَسْی افِهِمْ وَ دانُوِ لِرَبِّهِمْ بِاَمْرِ واعِظِهِمْ»
«آنـان بـه جـهـت چـنـیـن بصیرتی از رفتن کسی وحشت نمی­کنند و از آمدن کسی به جمع خود پای­کوبی نمی­کنند: .. لا یَسْتَوحِشُونَ اِلی اَحَدٍ، وَ لا یَفْرَحُونَ بِاَحَدٍ دَخَلَ فیهِمْ...»
7. دارای قدرت روحی و صبر و شکیب: جنگ با مستکبران عالم و در افتادن با کفر و شرک و نفاق تحملی بسیار بالا می­خواهد؛ باید کسانی باشند که از زیر بار مشکلات ناشی از آن خم به ابرو نیاورند.
یـاران خـاص حـضـرت دلی دریـایـی دارنـد و امـواج مـتـلاطـم شـدایـد و سـخـتـیـ­هـا دل آنان را نمی لرزاند:«قُلُوبُهم کَزُبُرِ الْحَدید.» آنان بر هر مشکلی که می­تازند آن را رام خود می­سازند. اگر به کوه­ها هجوم برند، آن­ها را از پای در می­آورند:« لَوْ حَمَلُوا عَلی الجِبالِ لاََذَلُّوها.»
آنـان گـروهـی­اند که با صبر و شکیب خود بر خدا منت نمی­نهند:«قَوْمٌ لَمْ یَمُنُّوا عَلَی اللّهِ بِالصَّبْرِ...»
8. روحیه­ی شهادت­طلبی: یاران حضرت مهدی(ع) شیفته­ی لقای الهی و عاشق شهادت­اند و آرزو مـی­کـنـنـد کـه در راه خـدا بـه شـهـادت بـرسـنـد:«... یـَتـَمـَنَّونَ اَنْ یـُقـْتـَلُوا فی سِبیلِاللّهِ.»
مـوارد یـاد شـده بـرخـی از ویـژگی­های نفسانی و معنوی یاران خاص حضرت بود که ذکر شد.
ویژگی­های عملی و رفتاری
بـرخـی از خـصـوصـیـات عـمـلی یـاران خـاص حـضـرت را می­توان در محورهای زیر بررسی کرد.
1. سـادگـی و بـی­پـیـرایـگـی: یـاران مـهـدی(ع) جـلال و جـبروت و حشمت ظاهری ندارند و با دبدبه و کبکبه­ی ظاهری و تشریفات چشم پرکن نـیـسـتـنـد از ایـن رو در میان زمینیان ناشناخته­اند و در نگاه مستکبران خوار و کوچک جلوه می­کنند، ولی در میان ملکوتیان معروف و در نگاه مؤمنان ارزشمندند.
ظـاهـر آنـان نـشـان نـمـی­دهـد کـه جـزو اصـحـاب خـاص مـهـدی(ع)­اند مـگـر در هـشـت سـال دفـاع مـقـدس کـسی شهید همت، شهید باکری، شهید خرازی، و دیگر سرداران رشید اسـلام را مـی­دیـد بـاور مـی­کـرد کـه فـرمـانـ­­­­­­ده لشـکـر و فـدایـی راه امـام راحل­(ره)­اند؟!
جـوانـان پـا بـه رکـاب امام زمان(ع) در انقلاب جهانی­اش نیز همین گونه­اند؛ آنان چون سـاده و بی پیرایه­اند به چشم نمی­آیند، ولی آوازه­ی آنان به جمع ملکوتیان رسیده است:«فِی السَّماءِ مَعْرُوفُونَ».
2. جدیت در کار و تلاش روزانه: یاران مهدی(ع)، به تعبیر شهید بهشتی، شیفتگان خدمت­انـد نـه تشنگان قدرت. آنان برای کار در حکومت جهانی مهدی موعود(ع) و تحقق بخشیدن به منویات امام زمانشان سر از پا نمی­شناسند؛ آرام و قرار ندارند؛ تنبلی، بی­حالی، سهل­انگاری، و کار را به دست حوادث و قضاوقدر سپردن در قاموس آنان مفهومی ندارد.
یاران مهدی(ع) مردانی­اند که شب­ها نمی­خوابند و یا به قدر اندک می­خوابند:«رِجالٌ لا یَن امُونَ اللَّیْلَ...». یک معنای این عبارت این است کـه شـب­هـا را بـه شـب زنـده­داری مـی­پـردازند، ولی معنای دیگرش نیز آن است که اینان خـوابـشـان سـبـک اسـت؛ کـمـتر می­خوابند و شب­ها علاوه بر شب زنده­داری به فکر مردم و خـدمـت­گـزاری و چـگونگی انجام وظیفه برای آنان­اند چنانکه در حدیثی دیگر امام صادق (ع ) به مفضّل می­فرماید:
«ای مـفـضّل! بدان، اگر حکومت در دست ما بود، جز سیاست شب(عبادت، اقامه­ی حدود و حقوق الهـی، و حراست مردم) و سیاحت روز(سیر کردن و رسیدگی به مشکلات مردم )... چیزی در کار نبود».
یـاران حضرت اگر جانشان را نیز در راه خدمت­گزاری و التزام رکاب امام زمان(ع) بدهند، احـسـاس مـی­کـنـنـد کـاری بـزرگ نـکـرده­انـد:«... لَمْ یـَسـْتـَعـْظـِمـُوا بـَذْلُ اَنْفُسِهِمْ فِی الحَقِّ»
آن­ها در مبارزه نیز همواره آماده و جدی­اند و در این راه دست از سلاح بر نمی­دارند تا خدا راضـی شود:«لا یَکُفُّونَ سُیُوفَهُمْ حَتّی یَرْضَی اللّهُ عَزَّوَجَلَّ».
3. سـاده­زیـسـتی: امام صادق(ع) درباره­ی ساده­زیستی حضرت مهدی(ع) می­فرماید:
«بـه خـدا سـوگـنـد! او جـامـه­ی درشت می­پوشد و خوراک خشک و ناگوار می­خورد: فَوَاللّهِ مالِباسُهُ اِلاَّ الْغَلیظَ، وَ لا طَع امَهِ اِلا الجَشَبَ».
امـام زمـان(ع) از یـاران خـود تـعهّد می­گیرد که همین سیره را عملی کنند و آن­ها نیز در این مسیر دست از پا خطا نمی­کنند.
4. ولایـت­مـداری: یاران حضرت امام خود را به شایستگی می­شناسند و به او اعتقاد دارند. ولایـت­مـدرای آنـان عـلاوه بر عشق و دل­دادگی در برابر امام زمان(ع) در اطاعت از فرامین ایـشـان عـیـنیت می­یابد. آنان بازوان پرتوان مهدی(ع) و در برابر او سلم محض و مطیع مـحـض­اند. همه­ی تلاش آن­ها همین است که فرامین امامشان را اجرا کنند: «مُجِدُّونَ فُی طاعَةِ اللّهِ وَ طاعَتِهِ». آن­ها مهدی(ع) را محور و قله و چشم­انداز همه­ی حـرکـت­هـا و جـهـت­گـیـری­های خود می­دانند و در راستای کمک به آرمان­ها و منویات و تدابیر او گام بر می­دارند و به دلالت او و با انگشت اشاره­ی او حرکت می­کنند.
5. انـضـبـاط و روحـیـه­ی تـشکیلاتی: نظم و انضباط شرط اصلی برای توانایی هر سـازمـان نـظـامـی اسـت. ستاد فرمان­دهی حکومت جهانی مهدی(ع) از انضباطی آهنین، نظمی مـنـطـقـی، و روحـیـه­ی تـشکیلاتی برخوردار است؛ معنا ندارد غیر از این باشد، زیرا آنان می­خـواهـنـد دنـیـا را بـه نـظم و انضباط وادارند و انسجام جهانی ایجاد کنند. امام علی(ع) این ویژگی آنان را این گونه ستوده است:
«گـویـا، آنـان را مـی­نـگـرم کـه هـیئتـی یـکـسـان و قـد و قـامـت بـرابـر دارنـد، جـمال و برازندگی و لباس آنان نیز مثل هم است: کَاَنّی اَنْظُرُ اِلَیْهِمَ و الزِّیُّ واحِدٌ وَ الْقَدُّ واحِدٌ وَ الْجَمالُ واحِدٌ وَ اللِّباسُ واحِدٌ».
6. اتـحـاد و انـسـجـام و برادری: یاران خاص حضرت برگزیدگانی­اند که خداوند قـلب­های آن­­هـا را بـه یـکـدیـگـر گـره زده اسـت: «یـُؤَلِّفُ اللّهُ بـَیْنَهُمْ ...»، «یُؤَلِّفُ اللّهُ قُلُوبَهُمْ». روح برادری، اعتماد، هم­دلی، و یک­رنگی بر آنان حاکم است. انـدیشه­هایشان متحد و یگانه، دیدگاه­هایشان همانند، دل­هایشان به هم پیوسته و به هم گـره خـورده است. به یکدیگر عشق می­ورزند و با هم مهربان­اند و خیرخواه همدیگرند. رابـطـه­ی دوسـتـی آن­هـا چـنان مستحکم است که گویی برادران تنی و از یک پدر و مادرند:«کـَاَنَّمـا رَبـّاهـُمْ اَبٌ واحـِدٌ وَ اُمُّ واحِدَةٌ قُلُوبُهُمْ مُجْتَمِعَةٌ بِالَْمحَبَّةِ وَ النَّصیحَةِ».
7. روحـیـه­ی حـمـاسی و سلحشوری: هنر مدیریت همین است که بتواند از موانع عبور کند و موانع آن­ها را متوقف نسازد و مأیوس نکند که بگویند نمی­توان جلو رفت. یاران مهدی(ع) در شـجـاعـت و دلیـری و نترسی بی­نظیرند. روحیه­ای حماسی و سلحشوری دارند:«هُمْ کَرّارُونَ...». یـاران مهدی(ع) گروهی­اند که بر اساس حق همواره با دشمنان دین خدا پیکار می­کنند و پیروزی را به ارمغان می­آورند.
8. عدالت­پیشگی و دادگری: از مأموریت­های یاران خاص اجرای عدالت در ممالک است. امام کاظم(ع) در تفسیر آیه­ی شریفه­ی «یُحْیی الاَْرْضَ بَعْدَ مَوْتِها» فرمود:
«نه این­که خداوند زمین را با باران زنده کند، بلکه مردانی را بر می­انگیزد تا عدالت را زنـده کـنـنـد و زمـیـن در پـرتـو آن عـدالت زنـده مـی­شـود.»
اگـر یـاران مهدی(ع) خود عادل نباشند، چگونه خواهند توانست عدالت را در جهان برقرار کنند: «ذات نایافته از هستی­بخش / کی تواند که شود هستی­بخش».
خـلاصـه­ی کـلام ایـن­که آنان در شایستگی­ها و امتیازها به گونه­ای هستند که به تعبیر امام عـلی(ع) نـه از نسل­های گذشته کسی از آنان پیشی گرفته و نه از آیندگان کسی به مقام والای آن­ها می­رسد:«لَمْ یَسْبِقْهُمُ الاَْوَّلُونَ وَ لا یُدْرِکُهُمُ الآخِرُونَ».